قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى

34

ارشاد الزراعه ( فارسى )

چون آن گلچهره را اشكم دريدند * درونش را به سيب آكنده ديدند ز روى نكته دانى و كياست * مرا ورا كرد خسرو چون سياست بس آنكه رخت و پخت مرد ظالم * بدهقان داد در رد مظالم ستمكاران چون آن كردار ديدند * ز بيدادى همه دامن كشيدند عنايت‌ها نمود از روى احسان * دگر آن خسرو عادل بدهقان كه از دهقان بود آباد عالم * چرا بر خاطر ايشان رسد غم جهان را خرمى باشد ز دهقان * از ايشان است گشت و باغ و بستان اگر خواهد كسى پيوسته راحت * بدهقانان بود دائم به شفقت و گر جويد كسى آزار دهقان * نه بيند دل‌خوشى هرگز بدوران و اگر حقير قليل البضاعه به تحقيق و تفتيش تمام اين امر جليل القدر اشتغال مىنمود و اوقات مصروف مىداشت ، بتطويل مىانجاميد ، ضرورة در اختصار كوشيد . غرض كه بر ارباب بصيرت و اصحاب خبرت مخفى نباشد كه انفع صنايع و اطيب مكاسب امر زراعت است ، يقين است در امرى كه جبرئيل امين بفرمان حضرت رب العالمين مر حضرت آدم صفى را عليه السلام تعليم فرموده باشد و اول كارى كه در دنيا به عمل آمده اين باشد ، بهترين و شريف‌ترين امور دنيا بوده موجب جمعيت دنيا و فراغت آن سرا خواهد بود . شمه‌اى در بيان آفريدن حضرت آدم صفى ( ع ) ، و با حوا در بهشت عنبر سرشت آرام گرفتن . و به جهت تناول گندم بيرون افتادن از آن منزل شريف و مقام آدم بر سر كوه سرانديب . و حوا به جده رفتن ، بفرمان ملك علام و بعنايت رب الارباب ، از هند بيرون آمدن و در اين مزرعهء فانى زراعت كردن . چون عزرائيل به حكم ملك جليل از همهء اجزاى زمين يك قبضه برداشته و